به تاریکی خواهم رفت

به تاریکی خواهم رفت

نویسنده:
مترجمان:

ناشر: میلکان
دسته‌بندی: رمان
  • تاریخ نشر: 98
  • چاپ: 1
  • شابک: 9786007845622
  • تعداد صفحه: 355
  • وزن: 270 گرم
  • وضعیت: موجود

گزارش استادانه ی میشل مک نامارا از جنایات واقعی قاتل گلدن استیت، متجاوز و قاتل سریالی مرموزی که بیش از یک دهه کالیفرنیا را به وحشت انداخته بود.تو برای همیشه ساکت خواهی شد و من به تاریکی خواهم رفت. یک شکارچی مرموز و وحشی طی مدتی بیش از ده سال مرتکب پنجاه مورد تجاوز در کالیفرنیای شمالی می شود، سپس روانه ی جنوب شده و ده نفر را به طرز فجیعی به قتل می رساند. او در سال 1986 ناپدید می شود و از چنگ نیروهای پلیس و بهترین کارآگاهان منطقه می گریزد. سی سال بعد، میشل مک نامارا، روزنامه نگار جنایات واقعی و نویسنده ی وبگاه محبوب truecrimediary.com مصمم می شود روانی خشنی را که قاتل گلدن استیت می نامد، پیدا کند. میشل به کندوکاو گزارش های پلیس می پردازد، با قربانیان مصاحبه می کند و به جوامع آنلاینی راه می یابد که به اندازه ی خود او فکر و ذکرشان حل این پرونده است. در زمان جنایات، قاتل گلدن استیت بین هجده تا سی سال سن داشت، سفیدپوست و ورزشکار بود، می توانست از روی نرده های بلند بپرد و همیشه ماسکی به صورت داشت. او بعد از انتخاب قربانیان خود -بیش تر زوج های حومه ی شهر- معمولا وقتی کسی خانه نبود وارد آن جا می شد، عکس های خانوادگی را نگاه می کرد و با چیدمان و فضای خانه آشنا می شد. بعد وقتی قربانیان خواب بودند به آن ها حمله کرده و از چراغ قوه برای بیدار کردن و کور کردن شان استفاده می کرد. گرچه قربانیان نمی توانستند او را شناسایی کنند، اما صدایش را به خاطر می آوردند: زمزمه ی مبهمی که از میان دندان های به هم چسبیده بیرون می آمد و زننده و تهدیدآمیز بود. آن چه این کتاب را بسیار خاص کرده این است که با دو وسواس فکری درهم آمیخته است، یکی روشن و یکی تاریک. قاتل گلدن استیت نیمه ی تاریک است و میشل مک نامارا نیمه ی روشن. این کتاب آمد و شد میان این دو ذهن، یکی بیمار و آشفته و دیگری باهوش و مصمم است. دوستش داشتم.

50,000 تومان
41,500 تومان
خرید