و حالا عصر است

و حالا عصر است

نویسنده:

ناشر: ثالث
دسته‌بندی: رمان
  • تاریخ نشر: 95
  • چاپ: 1
  • شابک: 9789643806255
  • تعداد صفحه: 96
  • وزن: 120 گرم
  • وضعیت: موجود

این آخری‌ها زنگ می‌زد، می‌گفت بگو آقاجان و عزیز دعایم کنند. بگو راضی باشند از من. می‌گفتم راضی‌اند، می‌گفت نیستند. می‌دانم که نیستند. بگو دلشان با من صاف شود. هر کس آمد این‌جا برای خودش زندگی ساخت، الا من لامصب که مثل خر توی گل گیر کرده‌ام. می‌خواستم بگویم این‌جا هم که بودی وجودی نداشتی حالا هم که رفتی فراقت مانده و بس. نگفتم. هرچه باشد برای من هم دوست بود هم برادر. خودتان هم که در جریان هستید، هرچه بود بعد از قضیه مرجان بود. نمی‌دانست کجاست و توی کدام کشور است. یک‌بار گفتند رفته سوئد. یک‌بار رم. دوست‌های از دشمن بدترش خبر دروغ می‌آوردند، تازه پیدایش هم که می‌کرد، مرجان شوهر کرده بود. شنیدم دو دختر دوقلو هم دارد. هر روز یک‌جای دنیا. نمی‌توانست با شرایط کنار بیاید. بریده بود. می‌دانید ما زن‌ها این‌طور نیستیم، گریز می‌زنیم به هر پس‌کوچه‌ای تا به بن‌بست نخوریم. گاهی خودمان را عادت می‌دهیم به چیزهایی که نمی‌توانیم تغییر دهیم و لذت می‌بریم از چیزهایی که واقعآ لذت‌بخش نیستند.

5,000 تومان
خرید